بوی ماه مهر

بوی مهر
باز هم با پایان یافتن فصل تابستان بوی مهر در شهرها و کوچه های کشورمان پیچیده است. و باز هم مدارس چشم به در دوخته اند و به انتظار نشسته اند تا سال تحصیلی جدید را همراه با دانش آموزان آغاز کنند. با آغاز سال تحصیلی در اول مهر، میلیون ها دانش آموز به شوق آموختن، روانه مدرسه می شوند. همه ساله با شروع ماه مهر کوچه ها و خیابان ها رنگ و بوی دیگری پیدا می کنند و شور و شوق دانش آموزان جلوه زیبایی به جامعه می بخشد.
اهمیت روزهای آغازین
روزهای آغازین مدرسه از جهات مختلف دارای اهمیت است. ایجاد نگرش های مثبت و پویا در دانش آموزان، تقویت انگیزه تلاش و تحصیل، کاهش دغدغه، اضطراب و تردید و زدودن هرگونه آثار بدبینی نسبت به درس و مدرسه و کلاس و معلم، و سرانجام آشنایی با شخصیت و دیدگاه های دانش آموزان می تواند در روزهای اول مدرسه صورت پذیرد.
محیط آموزشی مناسب
به گفته کارشناسان، کیفیت نظام آموزشی، ارتباط مستقیمی با امکانات مدارس و محیط دارد؛ به عبارتی، وجود فضا و زمان مناسب و کافی، اولین نیاز در یادگیری است. نظام آموزش و پرورش مناسب، یکی از پایه های پیشرفت در جوامع امروزی است. سرمایه گذاری در جهت ارتقای سطح کمّی و کیفی آموزش، هرچند بازده فوری ندارد، امّا قدم اول برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه است. بنابراین یکی از مهم ترین مسائلی که باید به آن پرداخته شود ایجاد محیط آموزشی مناسب در مدارس کشور است.
کتاب، یار و همراه دانش آموزان
هرسال با نزدیک شدن سال تحصیلی جدید؛ در بیشتر فروشگاه های لوازم التحریر، کتاب هایی در انتظارند تا سال تحصیلی را به همراه دانش آموزان آغاز کنند؛ کتاب هایی که از آغاز سال تحصیلی تا پایان آن پابه پای دانش آموزان پیش می روند. بچه ها رشد می کنند، بزرگ می شوند و به کلاس های بالاتر می روند و کتاب ها هرآنچه در دلشان نهفته است، بی هیچ چشم داشتی تقدیم بچه های می کنند. هرساله با بازگشایی مدارس میلیون ها کتاب با دانش آموزان هم دل و همراه می شوند تا آنها را به سوی رشد و آگاهی رهنمون شوند.
مهربانی با کتاب ها
شاید دانش آموزان تاکنون به این فکر نکرده باشند که کتاب های درسی آنها چگونه تألیف، چاپ و آماده توزیع می شوند. برای آماده شدن این کتاب ها تلاش های بی وقفه ای صورت می گیرد. مسئولانِ تألیف، چاپ و توزیع این کتاب ها شبانه روز کار می کنند تا آنها را به موقع به دست دانش آموزان برسانند. مراحل مختلفی وجود دارد تا این کتاب ها برای توزیع آماده شوند، از جمله: تألیف دست نویس، بررسی مطالب، ویرایش، حروف چینی، تصویرسازی، رسم نمودارها و صفحه آرایی. پس از این مراحل و در خلال آنها هم کتاب ها چندبار نمونه خوانی شده، پس از اصلاح نهایی برای چاپ سفارش داده می شوند. حاصل این تلاش های شبانه روزی در موعد مقرّر به دست بچه ها می رسد. کاش آنها کمی آرام تر کتاب هایشان را ورق بزنند؛ چرا که برای هر کلمه این کتاب ها دست ها و دل های مهربانی زحمت کشیده اند.
مشارکت خانواده ها در تعلیم و تربیت
غالبا خانواده ها می پندارند که اگر فرزند خود را روانه مدرسه کنند وظیفه تعلیمی و تربیتی خود را نسبت به وی انجام داده اند و دیگر نیاز به مشارکت جدّی آنها نیست. حال آن که هم در زمینه آموزش و هم از جنبه تربیت نیاز جدی به مشارکت آنها با اولیای مدرسه هست. مدرسه هرگز به تنهایی نمی تواند از عهده آموزش و پرورش دانش آموزان برآید و همه کمبودها را جبران نماید. بنابراین نمی توان از خانواده و واحدهای دیگر غیر از مدرسه سلب مسئولیت کرد و بار سنگین تعلیم و تربیت را تنها بر دوش معلمان و اولیای مدرسه نهاد.
بخشی از پیام حضرت امام رحمه الله به مناسبت آغاز سال تحصیلی
« اکنون بر معلّمان متعهّد و مسئولِ دبستانی و دبیرستانی است که با کوشش خود جوانانی را تحویل دانشگاه ها دهند که با آگاهی از انحرافات گذشته دانشگاه، بر فرهنگ غنی و مستقل اسلامی ایران تکیه کنند و بر اساتید متعهد است که... جوانانی متعهد نسبت به مصالح کشور و آگاه به اهداف اسلام تحویل جامعه دهند و مطمئن باشند که با این خدمت، استقلال و آزادی کاملِ میهن عزیزشان تضمین خواهد شد. و ازاین روست که نقش خانواده و خصوص مادر در نونهالان و پدر در نوجوانان بسیار حسّاس است و اگر فرزندان در دامن مادران و حمایت پدران متعهد به طور شایسته و با آموزش صحیح تربیت شده و به مدارس فرستاده شوند، کار معلمان نیز آسان تر خواهد بود».
توصیه های مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در امر تعلیم و تربیت
« نسلی که رژیم فاسد و مفسد و ظالم و به شدت پلیدِ گذشته را ندیده، نسلی که مقدّمات انقلاب را ندیده، نسلی که کتک خوردن ها را در دوران غربت ندیده، نسلی که محنت جنگ را با گوشت و پوست خودش لمس نکرده ـ نوبه نو زیردست شما معلّمان می آید. شما می خواهید از این نسل، انسان هایی بسازید که انقلاب را حفظ کنند. کار سخت و بزرگی است. به این کار بزرگ اهمیت بدهید و قدر آن را بدانید. مردم هم قدر معلّمان و کارگزاران تعلیم و تربیت را بدانند و مسئولان مدارس هم بفهمند که چه چیزی در چنته دارند و چه کار می کنند. مردم هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ معنوی به آموزش و پرورش، به مدرسه سازی، به تعلیم و تربیت کمک کنند تا بشود این صحنه نبرد و کارزار را پیش برد.»
زمزمه محبت
اولین برخورد معلّم با دانش آموزان مهم ترین تأثیر را در شکل گیری شخصیت آموزشی و تربیتی او خواهد داشت. اگر این برخورد، مهربانانه و همراه با تبسّم و خوش رویی باشد دانش آموزان به درس و مدرسه و معلّم علاقه مند می شود. معلّم توانا و دل سوز به خوبی می داند که هرگونه تهدید، تحقیر و تنبیه، اضطراب بچه ها را بیشتر می کند و در عوض چهره گشاده و متبسّم معلّم، صدای آرام و جملات دل نشین و اطمینان بخش او، می تواند اضطراب آنها را کاهش داده، اعتماد به نفسشان را تقویت نماید.
معلّمان در کلام امام رحمه الله
استقلال و آزادی کشور در گرو تربیت صحیح کودکان، نوجوانان و جوانان است و این کار نیازمند همتی والاست و نقش معلمان و مربیّان اساسی و مهم است. امام خمینی رحمه الله در این زمینه می فرمایند: «باید دستگاه های آموزشی متعهّد و دل سوز برای نجات کشور، اهمیّت ویژه ای در حفظ نوپایان و جوانان عزیزی که استقلال و آزادی کشور در آینده منوط به تربیت صحیح آنان است، قائل باشند و نیز از این روست که نقش معلّمان و اساتید در تربیت و تهذیب دانش آموزان و دانشجویان به عنوان اساسی ترین و مؤثّرترین نقش مطرح می گردد».
رابطه معلّم و دانش آموز
تنها فردی که غیر از والدین بر شخصیّت کودک بیش از همه اثر می گذارد، معلم است. اوست که لااقل در طول یک سال تحصیلی یا بیشتر با شاگردان خود تماس دائم دارد و می تواند توانایی ذهنی و نوع علایق یا مشکلات رشدی کودک را مشاهده کند. هم اوست که فرصت پرورش حس کنج کاوی طبیعی کودک را دارد و می تواند درک ذهنی وی را تحریک نماید. آموزگاری که رفتارش با یک یک شاگردان گرم و صمیمانه نیست، هم در کار راهنمایی و هم در وظیفه تدریس خود با شکست روبه رو می شود. راهنمایی و تدریس مؤثّر هنگامی برای معلم امکان پذیر است که روابط دوستانه، کاری و سازنده ای میان او و شاگردان به وجود آید و معلم اطلاعات مورد لزوم درباره دانش آموزان را در اختیار داشته باشد.
برقراری ارتباط عاطفی
مسؤولان و دست اندرکاران آموزش و پرورش علاوه بر تلاش هایی که برای آموزش و رشد ذهنی دانش آموزان انجام می دهد باید به خصوصیّات عاطفی کودکان و آثار آن بر وضعیت تحصیلی و رفتاری آنان نیز توجّه داشته باشد. اگر معلّم و مربّی با کودک و نوجوان ارتباط عاطفی خوبی برقرار کنند و سعی در درک عواطف آنان داشته باشند، در امر آموزش هم موفّق تر خواهند بود. عواطف کودکان و نوجوانان هم بخشی از شخصیّت آنان و محتاج رشد و هدایت است، و هم ابزاری است قوی برای نفوذ معلّم و مربّی به دنیای روحی دانش آموز.

 
پدید آورنده: محمدتقی عارفیان
 
استفاده آگاهانه از فضای مجازی، فرزندان بخوانند!

کاملاً مشخص است که فضای مجازی بسیار گسترده است که می‌تواند در افزایش دانش شما، انجام تحقیقات، ارتباط با دوستان و آشنایان و بسیاری موارد دیگر به شما کمک کند؛ با این همه ویژگی، فضای مجازی بدی‌ها و خطاهای خود را نیز دارد که در استفاده نادرست از آن ممکن است گریبان گیر شما باشد.
فضای مجازی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین رسانه‌های عصر حاضر شناخه می‌شود. با فرهنگ‌سازی و مدیریت در این حوزه می‌توان ضمن کاهش تأثیرات مخرب آن، از کارکردهای مفیدی که دارد، بهره برد. بنابراین لازم است در این فضا نکات خاصی را رعایت کنیم که آنها را در اینفوگرافی «استفاده آگاهانه از فضای مجازی» ویژه فرزندان باهم مرور خواهیم کرد.


منبع:www.redshift.autodesk.com
واجب فراموش شده!


راه اینجاست

حرکت امام حسین (علیه السلام) نجات دهنده انسان ها است
انبیاء نجات دهندگان انسانند؛ لذا در قرآن، یک هدف بزرگ نبوتها و رسالتها، اقامه عدل معرفی شده است: اصلاً انزال کتابهای الهی و ارسال رُسل برای این بوده است که قسط و عدل در میان جوامع حاکم شود؛ یعنی نمادهای ظلم و زورگویی و فساد از میان برخیزد. حرکت امام حسین (علیه السلام)، چنین حرکتی بود. فرمود: اگر کسی کانون فساد و ظلم را ببیند و بی تفاوت بنشیند، در نزد خدای متعال با او هم سرنوشت است. همچنین فرمودند: من برای گردنکشی و تفرعن حرکت نکردم. دعوت مردم عراق از امام حسین (علیه السلام) برای این بود که برود و حکومت کند؛ امام هم به همین دعوت پاسخ دادند. یعنی چنین نیست که امام حسین (علیه السلام) به فکر حکومت نبود، امام حسین (علیه السلام) به فکر سرکوب کردن قدرتهای طاغوتی بود؛ با گرفتن حکومت و چه با شهادت و دادن خون. امام حسین (علیه السلام) می دانست که اگر این حرکت را نکند، این امضای او، این سکوت او، این سکون او، چه بر سر اسلام خواهد آورد. وقتی قدرتی همه امکانات جوامع و یا یک جامعه را در اختیار دارد و راه طغیان پیش می گیرد و جلو می رود، اگر مردان و داعیه داران حق در مقابل او اظهار وجود نکنند و حرکت او را تخطئه نکنند، با این عمل، کار او را امضا کرده اند؛ یعنی ظلم به امضای اهل حق می رسد، بدون این که خودشان خواسته باشند. این گناهی بود که آن روز بزرگان و آقازادگان بنی هاشم و فرزندان سردمداران بزرگ صدر اسلام مرتکب شدند. امام حسین (علیه السلام) این را برنمی تافت؛ لذا قیام کرد.

اگر نمی رفتند، نام اسلام نمی ماند
نقل شده است بعد از آن که امام سجاد (علیه السلام) پس از حادثه عاشورا به مدینه برگشت ـ شاید از آن وقتی که این کاروان از مدینه بیرون رفت و دوباره برگشت ده، یازده ماه فاصله شده بود ـ یک نفر خدمت ایشان آمد و عرض کرد: یابن رسول الله! دیدید رفتید، چه شد! راست هم می گفت: این کاروان در حالی رفته بود که حسین بن علی (علیه السلام)، خورشید درخشان اهل بیت، فرزند پیغمبر و عزیز دل رسول الله، در رأس و میان آنها بود؛ دختر امیرالمومنین با عزت و سرافرازی رفته بود، فرزندان امیرالمؤمنین ـ عباس و دیگران ـ فرزندان امام حسین، فرزندان امام حسن، جوانان برجسته و زبده و نامدار بنی هاشم، همه با این کاروان رفته بودند؛ حالا این کاروان برگشته و فقط یک مرد ـ امام سجاد (علیه السلام) ـ در این کاروان هست؛ زنها اسارت کشیده، رنج و داغ دیده اند؛ اما حسین نبود، علی اکبر نبود، حتی کودک شیرخوار در میان این کاروان نبود. امام سجاد (علیه السلام) در جواب آن شخص فرمود: فکر کن اگر نمی رفتیم، چه می شد! بله، اگر نمی رفتند، جسمها زنده می ماند، اما حقیقت نابود می شد؛ روح ذوب می شد؛ وجدانها پایمال می شد؛ خرد و منطق در طول تاریخ محکوم می شد و حتی نام اسلام هم نمی ماند.

امام حسین (علیه السلام) چرا قیام کرد؟
به امام حسین (علیه السلام) می گفتند: شما در مدینه و مکه، محترّمید و در یمن، آن همه شیعه هست. به گوشه ای بروید که با یزید کاری نداشته باشید، یزید هم با شما کاری نداشته باشد! این همه مرید، این همه شیعیان؛ زندگی کنید، عبادت و تبلیغ کنید! چرا قیام کردید؟ قضیه چیست؟
این، آن سؤالِ اصلی است. آن درسِ اصلی است. دوست دارند چنین بگویند که حضرت خواست حکومت فاسد یزید را کنار بزند و خود یک حکومت، تشکیل دهد. این هدفِ قیام ابی عبدالله (علیه السلام) بود. این حرف، نیمه درست است؛ نمی گویم غلط است. اگر مقصود این از حرف، این است که آن بزرگوار برای تشکیل حکومت قیام کرد؛ به این نحو که اگر ببیند نمی شود انسان به نتیجه برسد، بگوید نشد دیگر، برگردیم؛ این غلط است. بله؛ کسی که به قصد حکومت، تا آن جا پیش می رود که ببیند این کار، شدنی است. تا دید احتمالِ شدنِ این کار، یا احتمال عقلایی وجود ندارد، وظیفه اش این است که برگردد. اگر هدف، تشکیل حکومت است، تا آن جا جایز است انسان برود که بشود رفت. آن جا که نشود رفت، با ید برگشت. اگر آن کسی که می گوید هدف حضرت از این قیام، تشکیل حکومت حقّه علوی است مرادش این است این درست نیست؛ برای این که مجموع حرکت امام، این را نشان نمی دهد.


چرا امام حسین (علیه السلام) این واجب را باید انجام دهد؟
چرا امام حسین (علیه السلام) این کار را بکند؟ چون زمینه انجام این واجب، در زمان امام حسین (علیه السلام) پیش آمد. اگر این زمینه در زمان امام حسین پیش نمی آمد؛ مثلاً در زمان امام علی النّقی (علیه السلام) پیش می آمد، همین کار را امام علی النّقی می کرد و حادثه عظیم و ذبح عظیم تاریخ اسلام، امام علی النقی علیه الصّلاه والسلام می شد. اگر در زمان امام حسن مجتبی یا در زمان امام صادق علیهما السلام هم پیش می آمد، آن بزرگواران عمل می کردند. در زمان قبل از امام حسین، پیش نیامد؛ بعد از امام حسین هم در تمام طول حضور ائمه تا دوران غیبت، پیش نیامد!
پس هدف، عبارت شد از انجام این واجب. آن وقت به طور طبیعی انجام این واجب، به یکی از دو نتیجه می رسد: یا نتیجه اش این است که به قدرت و حکومت می رسد؛ اهلاً و سهلاً، امام حسین حاضر بود. اگر حضرت به قدرت هم می رسید، قدرت را محکم می گرفت و جامعه را مثل زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین اداره می کرد. یک وقت هم انجام این واجب، به حکومت نمی رسد، به شهادت می رسد. برای آن هم امام حسین حاضر بود.
خداوند امام حسین، و دیگر ائمه بزرگوار را طوری آفریده بود که بتوانند بار سنگینِ آن چنان شهادتی را هم که برای این امر پیش می آمد، تحمل کنند، و تحمل هم کردند. البته داستان مصائب کربلا، داستان عظیم دیگری است.


امام حسین باید قیام کند؛ زیرا انحراف پیدا شده است.
در زمان امام حسین (علیه السلام)، هم آن انحراف به وجود آمده، هم آن فرصت پیدا شده است. پس امام حسین باید قیام کند؛ زیرا انحراف پیدا شده است. برای این که بعد از معاویه کسی به حکومت رسیده است که حتی ظواهر اسلام را هم رعایت نمی کند! شُرب خَمر و کارهای خلاف می کند. تعرّضات و فسادهای ... را واضح انجام می دهد. علیه قرآن حرف می زند. علناًً شعر برخلاف قرآن و بر ردّ دین می گوید و علناًً مخالف با اسلام است! منتها چون اسمش رئیس مسلمانهاست، نمی خواهد اسم اسلام را براندازد. او عامل به اسلام، علاقه مند و دلسوز به اسلام نیست؛ بلکه با عمل خود، مثل چشمه ای که از آن مرتب آب گندیده تراوش می کند و بیرون می ریزد و همه دامنه را پر می کند، از وجود او آب گندیده می ریزد و همه جامعه ی اسلامی را پر خواهد کرد! حاکم فاسد، این گونه است دیگر؛ چون حاکم، در رأس قله است و آنچه از او تراوش کند، در همان جا نمی ماند ـ برخلاف مردم عادّی ـ بلکه می ریزد و همه قله را فرا می گیرد!
مردم عادّی، هر کدام جای خودشان را دارند. البته هر کس که بالاتر است؛ هر کس که موقعیت بالاتری در جامعه دارد، فساد و ضررش بیشتر است. فساد آدمهای عادّی، ممکن است برای خودشان، یا برای عدّه ای دور و برشان باشد؛ اما آن کسی که در رأس قرار گرفته است، اگر فاسد شد، فساد او می ریزد و همه فضا را پر می کند؛ همچنان که اگر صالح شد، صلاح او می ریزد و همه دامنه را فرا می گیرد. چنین کسی با آن فساد، بعد از معاویه، خلیفه مسلمین شده است! خلیفه پیغمبر! از این انحراف بالاتر؟! زمینه هم آماده است.
 
گزیده بیانات ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی)
پیرامون درس ها و عبرت های قیام سید الشهداء (علیه السلام)